تبليغاتX

LIVE TO LOVE

پـشت کــردی به همه خـاطـره ها

  از لـج من

گشتی از یــاد مــن خســته جـــدا

از لـج من

***

از هـمــــان روز که مـن دل به نگــــاهـت دادم

زده ای دســـت به صــــد نـاز و ادا

 از لـج من

***

گـفـتـــم ای خـوب ٬ مــن از دوری تو میـمیرم

رفـتـی آهسته و بی حـرف و صـدا 

 از لـج من

***

زدم از رفـتــن تـو مشــت گـــره کــرده به ســر

خـنــده ات رفت همـانــدم به هـوا 

از لـج من

***

وقـتـــی از دوری تو پـیـر شــدم ٬ دیــــــدم تـو

غرق در شور جوانی شده ای

از لـج من

***

نــامــه ای دادم و احــــوال تــو را پـــرسیـــــدم

گفتــی از دســت تو گشـتیـم رها 

 از لـج من

 ***

شادمانم

 که تو رفتی و غزلها ماندند

نازنین

لج کن و برگرد بیا

از لج من

پـشت کــردی به همه خـاطـره ها

  از لـج من

گشتی از یــاد مــن خســته جـــدا

از لـج من

***

از هـمــــان روز که مـن دل به نگــــاهـت دادم

زده ای دســـت به صــــد نـاز و ادا

 از لـج من

***

گـفـتـــم ای خـوب ٬ مــن از دوری تو میـمیرم

رفـتـی آهسته و بی حـرف و صـدا 

 از لـج من

***

زدم از رفـتــن تـو مشــت گـــره کــرده به ســر

خـنــده ات رفت همـانــدم به هـوا 

از لـج من

***

وقـتـــی از دوری تو پـیـر شــدم ٬ دیــــــدم تـو

غرق در شور جوانی شده ای

از لـج من

***

نــامــه ای دادم و احــــوال تــو را پـــرسیـــــدم

گفتــی از دســت تو گشـتیـم رها 

 از لـج من

 ***

شادمانم

 که تو رفتی و غزلها ماندند

نازنین

لج کن و برگرد بیا

از لج من

 

tempfa.com نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت20:36 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
tempfa.com نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت20:32 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت23:9 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت23:0 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
عشق يعني خلوت و راز و نياز
عشق يعني محنت و سوز و گداز
عشق يعني سوز بي ماواي ساز
عشق يعني نغمه اي از روي ناز
عشق يعني كوي ايمان و اميد
عشق يعني يك بغل ياس سپيد
عشق يعني يك ترنم از يه یار
عشق يعني سبزي باغ و بهار
عشق يعني لحظه ديدار يار
عشق يعني انتهاي انتظار
عشق يعني وعده بوس و كنار
عشق يعني يك تبسم بر لب زيباي يار
عشق يعني يك ترنم از حنين ناي يار
عشق يعني حس نرم اطلسي
عشق يعني با خدا در بي كسي
عشق يعني همكلام بيصدا
عشق يعني بي نهايت تا خدا
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت22:57 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
عشق يعني خلوت و راز و نياز
عشق يعني محنت و سوز و گداز
عشق يعني سوز بي ماواي ساز
عشق يعني نغمه اي از روي ناز
عشق يعني كوي ايمان و اميد
عشق يعني يك بغل ياس سپيد
عشق يعني يك ترنم از يه یار
عشق يعني سبزي باغ و بهار
عشق يعني لحظه ديدار يار
عشق يعني انتهاي انتظار
عشق يعني وعده بوس و كنار
عشق يعني يك تبسم بر لب زيباي يار
عشق يعني يك ترنم از حنين ناي يار
عشق يعني حس نرم اطلسي
عشق يعني با خدا در بي كسي
عشق يعني همكلام بيصدا
عشق يعني بي نهايت تا خدا
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت22:57 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
فردا وديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش منو فريب داد و فردا با وعده هايش مرا خواب کرد .............وقتي چشم گشودم امروزگذشته بود

 

       اینو یکی از بچه های توپ روزگار فرستاده

    یه سری بزنید

tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت2:10 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
حس خوبه با تو بودن دیگه با من آشنا نیست
شعر خوبه از تو گفتن دیگه سوغاتی من نیست
من همونم که یه روزی واسه چشمات خونه ساختم
واسه بوسیدن دستات همه زندگیمو باختم
توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود
من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود
توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود
من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود
واسه قلبه صد تا عاشق، زیر پنجرت می خوندم
توی هر شهری که بودی من مسافرت می موندم
اگه بارونی نباشه واسه ریشه درختم
تو نیاز تو می موندم تا بباری روی بختم
توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود
من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود
توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود
من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود
قامت خوب و قشنگت شده درمونه تن من
سفرت بی انتها بود واسه قصه شب من
چیز تازه ای ندارم که به پای تو بریزم
دست خوبه مهربونی یاورت باشه عزیزم
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت2:2 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
امشب به قصه ي دل من گوش مي كني فردا مرا چو قصه فراموش مي كني اين در هميشه در صدف روزگار نيست مي گويمت ولي توكجا گوش مي كني دستم نمي رسد كه در آغوش گيرمت اي ماه با كه دست در آغوش مي كني در ساغر تو چيست كه با جرعه ي نخست هشيار و مست را همه مدهوش مي كني مي جوش مي زند به دل خم بيا ببين يادي اگر ز خون سياووش مي كني گر گوش مي كني سخني خوش بگويمت بهتر ز گوهري كه تو در گوش مي كني جام جهان ز خون دل عاشقان پر است حرمت نگاه دار اگرش نوش مي كني سايه چو شمع شعله در افكنده اي به جمع زين داستان كه با لب خاموش مي كني میدونی آخه دلم برات خیلی تنگ شده..........
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت2:0 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت1:59 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
گفتی که امشب اومدم بهت بگم باید برم

گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم

باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود

کاشکی میدیدی قلب من به زیر پات افتاده بود


سفر همیشه قصه رفتنه و دلتنگیه

به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه

همیشه یک نفر میره آدم و تنها میزاره

میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا میزاره
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت1:58 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
من با خاطرات تو زنده خواهم ماند. چه غمگين از اين رفتن و از اين روزهاي سرد تنهايي. شايد باور نكني، از من هم فقط همين كلماتكه با شوق به سوي تو پر مي كشد باقي مي ماند و خودكاري كه هيچگاه آخرين حرفهايم را به تو نمي تواند بگويد. شايد يك روز وقتي مي خواهي احوال مرا بپرسي، عكسم را در صفحه سفر كرده ها ببيني .شايد كودكي معصوم و بازيگوش با شيطنت سفر بي بازگشتم را از ديوار سيماني كوچه تان بكند و پاره كند. تمام دغدغه ام اين است كه آيا بعد از اين سفر محتوم مي توانم همچنان با تو سخن بگويم؟ آيا دستي براي نوشتن يا قلبي براي تپيدن خواهم داشت؟ شايد باور نكني، اما دوست دارم مدام برايت بنويسم.بعضي وقتها كه كلمات را گم مي كنم،دوست دارم،دشتها،دريا ها، كوهها، جنگلها، ستاره ها،وتمام دنيا را همه و همه كلمه شوند تا از تو بنويسم. دوست دارم به حيات كلمه اي نجيب دست يابم تا رهگذران غمگين، صبحگاهان زير آفتابي نارس مرا زمزمه كنند. ميدانم كه خسته اي اما دوست دارم اجازه دهي كلماتم دمي روبرويت بنشينند و نگاهت كنند تا به حقيقت اين جمله در ايي كه مي گويد: مرا از ياد خواهي برد، نمي دوانم؟ ولي مي دانم از يادم نخواهي رفت.... دوستت دارم

tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت1:53 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
هنوز هم برای ترانه گفتن نگاه تو را کم دارم... جای تو هميشه در کلام من خالی ست می بينمت هميشه و همه جا اگرچه بدون آن لبخند زيبای هميشه ات صدايت را می شنوم اگرچه با فريادی تلخ در گوشه ای از تنهايی خود تنهايم من و خاطره هايم همچنان از تو و تصوير نگاهت سرشاريم اما زندگيم عجيب از حضور مهربان تو خالی ست عزيز دل با من نماندی و با من نماند هيچ يک از شورهای شيرين زندگيم بی تو چگونه هستم و راه می روم نمی دانم اما نه! می دانم! من فقط راه می روم اما نيستم! زنده ای بدون روح!مرده ای که راه می رفت
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت1:52 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
غريبه نمی دونم تو كی هستی
غريبه تو سكوتمو شكستی
كبوتروار در باغ سكوتم
از اين شاخه به اون شاخه نشستی

از غصه نترسيدی
برام زدی و رقصيدی
از غصه دلم خون بود
برام خوندی و خنديدی

تو باغ سكوت من
برام هزار تا گل دادی
از غصه رهام كردی
گفتی ديگه آزادی

از دنيا دلم خون بود
كه او چشم تو پيدا شد
همون دنيای بی ارزش
برام يك دفعه دنيا شد

تو رنگ صدات جونه
پر از دوا و درمونه
آهنگشو می شناسم
دلم هميشه می خونه
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت1:50 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
روزگار همچو باد صبا مرا چون قاصدكي سبكبال همراه خود ميبرد به كجا نمي دانم تا كجا نمي دانم ولي اين را خوب مي دانم كه فقط به اميد رسيدن به نگاه تو همسفر باد صبا شده ام عشق تو" توشه راهم شده . توشه اي كه هرگز آن را پاياني نخواهد بود ز هر كوي كه همره باد صبا گذر كردم دور و دور تر شدي ولي من به اين بازي روزگار شكوه نكنم همچنان مي جويم و كار خويش را دنبال كنم تا سماجت خود را به اين روزگار اثبات كنم و اين واين فقط بخاطر رسيدن به نگاه ....
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت1:49 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
شب مثل هميشه خاموش و آرام است. همه جا را خاموشي فرا گرفته به جزء روح من كه در آن طوفاني عظيم مي بينم، مي خواهم دائما بگويم و بنويسم. اصلا دلم نمي خواهد بخوابم. مي خواهم ديده بر هم گذارم و ساعتهاي دراز به رويا فرو روم. بارالهي دلم چنان گرفته شده و فشرده شده كه گويي هر آن مي خواهد پاره شود. اضطرابي مرموز روحم را آزار مي دهد. نمي دانم چرا نمي توانم آرام بگيرم؟ چرا هر صدايي قلبم را تكان مي دهد ؟ چرا سراپايم مي لرزد؟ چرا غوغاي دل من هر لحظه شديدتر مي شود؟

مي خواهم با اراده استوار مقاصد و مطالبم رابرملاء نمايم ولي افسوس كه توان گفتن چنين كلماتي را در خود نمي بينم، نمي توانم تصميم بگيرم. تاكنون خود را اينقدر ضعف و زبون نديده بودم ….
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت1:48 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

عشق آن نیست که دل به 100 نفر بندیم

 عشق آن است که 100 دل به یک نفر بندیم

tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت1:47 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
اگر به بزرگتر از خودت رسیدی بهش احترام بگذار . چون بیشتر از تو عبادت کرده .

 اگر به کوچکتر از خودت رسیدی بازم بهش احترام بگذار . چون کمتر از تو مرتکب گناه شده . 

tempfa.com نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت1:46 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
با مداد رنگی هایم یاد خوب امدنت را نقاشی کرده ام و جاده ی سفید رفتنت را خط خطی ، کسی نیست که زندگی را برایم دیکته کند ، غلط هایم را بگیرد روزهای اشتباهم را خط بکشد و مجبورم کند از روی تجربه های غلط ده بار بنویسم . جغرافیای بودن تو مرز دریا را فرا گرفته ، انجا که تویی، ماهیی ها نمی توانند بیایند تا چه رسد به من .تاریخ نشان می دهد قبل از اینکه به یادت بیاورم نبودی ... هر گاه می خواستم بنویسم نوک مدادم می شکست و حالا گاه و بی گاه با کوچکترین یادی از تو قلبم می شکند ... بیا لحظه هایم را قسم بده تا بدانی در نبودنت چه کشیده ام ...

tempfa.com نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت11:30 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
هنوز هم برای ترانه گفتن نگاه تو را کم دارم... جای تو هميشه در کلام من خالی ست می بينمت هميشه و همه جا اگرچه بدون آن لبخند زيبای هميشه ات صدايت را می شنوم اگرچه با فريادی تلخ در گوشه ای از تنهايی خود تنهايم من و خاطره هايم همچنان از تو و تصوير نگاهت سرشاريم اما زندگيم عجيب از حضور مهربان تو خالی ست عزيز دل با من نماندی و با من نماند هيچ يک از شورهای شيرين زندگيم بی تو چگونه هستم و راه می روم نمی دانم اما نه! می دانم! من فقط راه می روم اما نيستم! زنده ای بدون روح!مرده ای که راه می رفت
tempfa.com نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت11:29 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
غريبه نمی دونم تو كی هستی
غريبه تو سكوتمو شكستی
كبوتروار در باغ سكوتم
از اين شاخه به اون شاخه نشستی

از غصه نترسيدی
برام زدی و رقصيدی
از غصه دلم خون بود
برام خوندی و خنديدی

تو باغ سكوت من
برام هزار تا گل دادی
از غصه رهام كردی
گفتی ديگه آزادی

از دنيا دلم خون بود
كه او چشم تو پيدا شد
همون دنيای بی ارزش
برام يك دفعه دنيا شد

تو رنگ صدات جونه
پر از دوا و درمونه
آهنگشو می شناسم
دلم هميشه می خونه
tempfa.com نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت11:28 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
درســته مــن مــوافــقم زنــدگی زیــبا نــميشه

تــو فــالِ بـد اقـباليا هـيچکی مث ِ مـا نـميشه

اشکــای ما هـر چـقدم با هـمديگه گـريه کنيم

انـــدازه یـه گـــوشه کــوچيک دریــــا نــميشه

هر چی من و تو بشينيم شب تا سحر دعا کنيم

فـــرقی نـــميکنه بــازم ، مـعجزه پـيدا نــميشه

آدم اگـه عــاشق بــاشه يکـی هـميشه باهاشه

مـن عـاشـقــــم ، عـاشـق کــــه تــنها نـــميشه

یـه وقتا با خودم می گم که تنـها دلخوشیـم تــوئـی

دلخوشی که خوش نباشه ، آدم چشاش وا نـميشه

خيليا به هـر کی بخوان بی درد سر زود می رسن

مـن و تــو خواسـتـيم برسـیـم میــگن حالا نــميشه

یـه چیـزی رو خیـلی دارم امــا به هيچ کس نــميدم

عــشق تــو اِ .. اِنـقـد دارم کــه تـو دلـم جــا نميشه

هـمـه میـگن کـه مـن و تــو طاقتمون خـــيلی کـمه

مـيگن کــه فـردا روشـنه ، پـس چـرا فـردا نــميشه

يلدای هـر سال که ميشه می رم سراغ ِ فال ِ عـشق

دردای مــا بــــا حــافـظـم دیــگــه مـداوا نـــــمیـشـه

هیـچــکی بـه چشمم نميآد ، چـه کم بياد و چه زياد

قد تـــو هـيچـکسی عــزیـز ، واســم تو دنـيا نــميشه

مــی گــن مــــدارا بــکــنـیــم با بـازیـای سـرنـوشـت

آدم عـاشــق کـــــه دیـگه ، اهـــل مــدارا نـــمی شـه

مــن مـثِ اســفـنـد می مـونم ، بگـردونم دورِ سـرت

نــــگو بــذارش واسـه بعـد ، نگـو نـه بابا نـــمیـشـه

مـاهــو تـوی چـشمـای تـو از بس زلاله می شه دیـد

چـشمـای هـيچکی مـثِ تو ، اين جوری گيرا نــميشه

ســئـوال کنـم جواب مــیدی ؟ فـقـط یــه جـمله بـنويس

بـگو که می رسـیـم به هم ؟ آخر می شه یـا نمی شه
tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت23:9 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
دلم میخواد اون پرنده ی بی آشیون که تو آسمون دنبال یه پناهگاه میگرده ،


یه جایی واسه نشستن پیدا کنه ، یه جایی که آروم بگیره و خستگی در بکنه.


دلم میخواد اون پسرک که کنار اون درخت نشسته اینو باور بکنه که دیگه هیچ صدای تیک تاکی

از اون دور دورا نمیاد، شاید اگه خوب گوش بده از یه جای دیگه یه صدای قشنگ تر


بشنوه.دلم میخواد باغچه ی ریحون حیا طمون همیشه ریحوناش دست نخورده باقی بمونه، 


بشکنه دست اون باغبونی که میخواد ریحون باغچمونو بچینه. دلم میخواد اون پری قصه ی تنها ییام

هیچ وقت تنها نباشه،هر روز پنج بار از اونی که بهش میگن خدا میخوام تنهاش نذاره.


دلم یه جیز دیگه ام میخواد ... میخواد آرزو ها همیشه آرزو باقی بمونن...

همیشه... سبز سبز...

يه آرزو ديگه هم دارم كه از همه آرزوهام واسم عزيزتره ، كه هيچ وقت از عشقم جدا نشم
tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت23:0 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
تمام لحظه هاي شيرين زندگي ام خاطرات باتوبودن است .

محبت را دركنار توآموختم وعشق را درنگاه مهربان وپرمهر تو خلاصه كرده ام .

تمام ثروتهاي دنيا در برابر نگاه پرمهرت هيچ است وتمام خوشبختي ام فقط درباتوبودن است

پس تا هميشه با من بمان - بمان تاتمام آرزوهاي من كه ازتوسرچشمه مي گيرد تحقق يابد

و در گذرزمان با توخوشبختي اوج گيرد باتوكه معناي عشق را درچشمانت يافتم .

لحظه هايت را با خاطره هاي پراز عشق وعلاقه در قلب كوچكم جاي مي دهم
tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت22:47 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
زندگی بدون عشق مثل شورت بی کش

tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت19:55 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت11:50 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

تو سينه اين دل من می خواد آتيش بگيره

مونده سر دو راهی چه راهی پيش بگيره

يکی حالا پيدا شده قدر اونو می دونه

رگ خواب يار منو رغيب من می دونه

وای دارم آتيش می گيرم ديگه از غصه و غم دلم می خواد بميرم

وای اگه بر گرده پيشم براش پروانه می شم ازش جدا نميشم

نمیتونه مرغ دلم از حسودی بخونه

نميدونه روی کدوم شاخه بايد بمونه

اگه يه روز ببينم کسی براش ميميره

حسودی رو مياره دلم آتيش ميگيره

می ترسم حرفهای خوبی توی گوشش بخونه

می ترسم اون تا به سحر تو خلوتش بمونه

tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت11:39 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

يادم رفت بهت بگم که لاله ناز منی

يادم رفت تو عاشقی تو اوج پرواز منی

اين دل سر سپرده ام لايق عشق تو نبود

آنچه تورا نگفتمت              ای کاش يادم بود ای کاش يادم بود

يادم رفت نظر کنم به گريه و زار دلم

يادت رفت  گذر کنی از کوچه بازار دلم

يه آدم دل شکسته ام غنچه آزاده من

 

tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت11:37 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

۱۰ ثانيه تا انتها با اين همه سر و صدا

بی خبر از هر شب و روز  من و يه شمع نيمه سوز

يکی گذشت از ثانيه ۹ تا ديگه باقيه

ای کاش تو لحطه ای که رفت می ديدمش يه بار ديگه

اون دور بود و تو حسرت ثانيه ها که می گذشت

ای کاش تو اين ثانيه بی بودنش نمی گذشت

ساعت می گه ۲ ثانيه ۸ تای ديگه باقيه

يه عمری نشستن منتظر کی می گی اينها بازيه

 فقير بودن جرم منه عاشق بودن تنها گناه

يه عمری چشم به در بودن اين آخرها هم چشم به راه

ساعت بازهم بهم ميگه ۳ ثانيه رفته ديگه خبر داری چه زود گذشت

مونده فقط ۷ ثانيه

هی با خودم گفتم می ياد اميد تو ندی به باد

دا می زنم پس ی می يای کسی جوابم و نداد

من موندم و ۲ ثانيه ازم فقط اين باقيه

ثانيه پشت سر هم رفتن تا ۶ و هفت و ۸

لحظه تو گوشام داد می زد هشت ثانيه ازت گذشت

من موندم و ۲ ثانيه ازم فقط اين باقيه

هنوز نشتم منتظر چشم اميدم ثانيه

تو ای خود باد سحر واسش ببر تو اين خبر

بگو که من تا آخرين خيره بودن چشام به در

ثانيه  نهم که رفت

مونده فقط يه ثانيه سر سلامت نازنين

از من يه لحظه باقيه

قسمت نشد ببينمت شايد که لايق نبودم

منتظرت موندم يه وقت نگی که عاشق نبودم

ثانيه ۱۰ گل ياس راحت شدم  ديگه خلاص

آزاد شدم می يام پيشت بی واهمه بی چراست ؟

 قشنگ ترين ثانيه ها اين ۱۰ تا بود که زود گذشت

رويای شيرين بود و من چون با خيال تو گذشت

 

اين شعر يکی از زيبا ترين شعر های رضا صادقی هست

که  ۱۰ ثانيه آخر عمر را توصيف کرده در صورتی که هنوز چشم به راه بوده

اميد وارم که خوشتان آمده باشه

tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت11:36 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

 گفتم نرو پر پر می شم گفتی می خوام رها باشم

گفتم آخه عاشق شدم گفتی می خوام تنها باشم

گفتم دلم گفتی بسوز  گفتم يه عمری باز هنوز

گفتم پس عمرم چی می شه گفتی هدر شد شب و روز

گفتم آخه داغون می شم

گفتی به من خوش می گذره

گفتم بيا چشمام به تو فتی آخه کی ميخره ؟

گفتم يه روز کسی بودم با من کن بی حرمتی

گفتم صدام می ميره باز فتی گفتی به درد بسوز بساز

گفتم حالا که پير شدم

گفتی که از تو سير شدم

گفتم تمنا می کنم   گفتی می خوام خوردت کنم

گفتم بيا بشکن تن و     گفتی فراموش کن منو  

گفتی فراموش کن منو   گفتی فراموش کن منو

tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت11:33 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

                 من امشب خواب را در دیدگانم ره نخواهم داد

               من امشب سینه ام پر نور و در جانم چراغانیست

                 من امشب هستی در انتظار موکب فرداست

      شب چشمان من امشب سراپا بی قرار روی خورشید است

    چه فردایی چه فردای خیال انگیزو زیبایی تو فردا باز میگردی

                        دوباره لحظه های سردو خاموشم

              پر از گل خوشه های نور میگردد پس بیا و بمان

                              که من بی تو هیچم

           وجود بی امید من زدیدارت سراپا شور میگردد

        چه شبهایی که با یادتدرون موج غم خودرا رها کردم

   تورا ای خوب خوب من تمنا از خدا کردم تو فردا باز می گردی

                                                   

            وهمراهت بهار شعرهایم خنده هایم باز میگردد

                    عشقت با هزاران شعله سر خوش

           درون معبد دل اوج میگیرد تو فردا باز میگردی

                                و من بهر تو میگویم

                          تمام قصه آن روزهایی را که

 دور از شهد چشمانت در دروازه های زندگی را بسته می دید

     تو فردا باز میگردی

tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت11:25 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

راز عشق در این است که

به دیگری لذت ببخشی ولی عشق را برای لزت نخواهی زیرا عشق حقیقی هوا هوس نیست هرچه نفس قوی تر باشد, تقاضاهایش بیشتر می شود و هرچه تقاضاهای نفس بیشتر باشد,خود پرستس را در توبیشتر بیشتر تقویت میکند. عشق چهره واقعی خود را در ملایمتو مهربانی آشکار میکندنه در لذت و خوبی

راز عشق در مراعات حال دیگری است . همان قدرملاحظه حال دیگران را میکنی کسی را که دوست داری را هم ملاحظه کن

راز عشق در این است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی.جاذبه نیرویی نافذ استکه از دیگری دریافت می کنی این نیروها تنها با بخشش رشد میکنند

دوستای خوبم اینم چند تا از رازهای عشق

تقدیم به شما که با تمام وجود دوستتان دارم

tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت10:48 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

نه از من از شعر سراغی میگیرم نه شعر از من

روزها خیلی زودتر از اونچه که فکرش رو میکنی میگذرن

و فقط خاطرهاست که چه تلخ و شیرین

دست نخورده به جا میماند

چه خوبه که بتونیم همیشه تو زندگی اگر واسه خودمون مثبت نیستیم

حداقل واسه بقیه مثبت باشیم

حالا زیاد هم مهم نیست که تشنه به رویای باران بمیریم

هیچ پروانه ای پریروز پیلگی خود رابه یاد نمی آورد.............

با این همه اگر آمدی تحملی طولانی با خود بیاور

احتمال گریستن ما بسیار است.............

 

اگر تنها ترین تنها شوم

باز هم خدا با من است

خدا جایگزین تمام نداشته های من است

tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت10:46 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

قلبم محکوم شد به شکستن.... غرورم محکوم شد به خرد شدن....احساسم محکوم شد به بازی گرفته شدن....دلم محکوم شد به تیر خوردن.... چشمام محکوم شد به باریدن.... خاطراتم محکوم شد به فراموش شدن....و اما عشقت محکوم شد که اسیر بشود در میان قطره قطره خونم.... در میان جای جای قلبم.... و در میان تکه تکه های قلب تکه تکه ام .... آدم بعضی وقتها برای دل دیگران باید از دل خودش بگذره

 

 

tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت9:45 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

من بهار را نمی خواهم

آخه آرزوهام همیشه ..... همیشه در بهار مدفونند

من می خوام همیشه دستام توی سرمای پاییز یخ کنند.....

چون اونوقت دستای مهربونت چه شیرین گرمشون می کنن

من نمی خوام سبزه های نوی بهاری رو له کنم

دوست دارم با تو زید در ختای کهنسالی که لخت از برگن قدم بزنم

دوست دارم صدای خش خش برگها رو با زمزمه های صدای تو حس کنم

آخه برگای خزون بهم میگن به بهار دل نبند....!

آخه برگای خزون زده بهم میگن بی بهار هم مشه زندگی کرد

ولی میدونی من تو گوش برگا چی میگم؟؟؟؟

بهشون میگم بی بهار بودن آره....

ولی بی عشق بودن هرگز

tempfa.com نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت9:43 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
Dysign By Saeed Ahmadi All Copy Right Reserved ®© 2005-2007