تبليغاتX

LIVE TO LOVE

شقايق گفت:با خنده نه بيمارم، نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم
گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي
يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت
ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب
مي گفت :
شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري
به جان دلبرش افتاده بود- اما
طبيبان گفته بودندش
اگر يک شاخه گل آرد
ازآن نوعي که من بودم
بگيرند ريشه اش را و
بسوزانند
شود مرهم
براي دلبرش آندم
شفا يابد
چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را
بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده
و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه
به روي من
بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من
به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و
به ره افتاد
و او مي رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را
رو به بالاها
تشکر از خدا مي کرد
پس از چندي
هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت
و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت
به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟
در اين صحرا که آبي نيست
به جانم هيچ تابي نيست
اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من
براي دلبرم هرگز
دوايي نيست
واز اين گل که جايي نيست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!
نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و
من در دست او بودم
وحالا من تمام هست او بودم
دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟
نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟
و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت
که ناگه
روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد- آنگه  
مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت
نشست و سينه را با سنگ خارايي
زهم بشکافت
زهم بشکافت
اما ! آه
صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد
زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد
و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد
نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را
به من مي داد و بر لب هاي او فرياد
بمان اي گل
که تو تاج سرم هستي
دواي دلبرم هستي
بمان اي گل
ومن ماندم
نشان عشق و شيدايي
و با اين رنگ و زيبايي
و نام من شقايق شد
گل هميشه عاشق شد

 

tempfa.com نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت23:24 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
به نظاره آسمان رفته بودم ؛
گرم تماشا و غرق در اين دريای سبز معلقی که بر آن ،
مرغان الماس پر
ستارگان زيبا و خاموش ،
تک تک از غيب سر می زنند و دسته دسته
به بازی افسون کاری شنا می کنند .
آن شب نيز ماه با تلالؤ پر شکوهش
که تنها لبخند نوازشی است
که طبيعت بر چهره ی نفرين شدگان کوير می نوازد ،
از راه رسيد و گل های الماس شکفتند
و قنديل زيبای پروين - که هر شب ،
دست ناپيدای الهه ای آن را از گوشه ی آسمان ،
آرام آرام به گوشه ای ديگر می برد - سر زد .
و آن جاده ی روشن و خيال انگيزی که
گويي يک راست به ابديت می پيوندد
tempfa.com نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت23:23 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
عشق مثل ابه .ميتوني تو دستت قايمش کني اما اخرش يه روز دستتو وا ميکني ميبيني نيست
بي اينکه بفهمي پر از خاطرست.
 
.عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عکس يار
عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني از فراقش سوختن
عشق يعني سر به در آويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني بنده فرمان شدن عشق يعني تا ابد رسوا شدن
عشق يعني گم شدن در کوي دوست عشق يعني هر چه در دل آرزوست
عشق يعني يک تيمم يک نماز عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني يک تبسم يک نگاه عشق يعني تکيه گاه و جان پناه
عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و در يا شدن
عشق يعني پيش محبوبت بمير عشق يعني از رضايش عمر گير
عشق يعني زندگي را بندگي عشق يعني بندگي آزادگي
 
عشق شاه كليدي است كه تمام دهليزهاي قلب را ميگشايد "ايوانز"
نيك بخت ترين مردم كسي است كه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي "بو علي سينا"
عقل هزار چشم دارد و عشق فقط يك چشم ولي وقتي كه عشق ميميرد نور زندگي از بين ميرود.
آن قدر قوي باش تا هر روز با زندگي روبه رو شوي.
ما همان ميشويم كه تمام روز به آن مي انديشيم. " نايتينگل"
هيچ چيز نمي تواند بر عشق حكومت كند، بلكه اين عشق است كه حاكم بر همه چيز است. " لافونتن"
كسي كه فكر ميكند روزي عشق از بين ميرود ، عاشق واقعي نيست.
خوشبختي كيفيت ذهني است كه انديشه از آن لذت ميبرد. "ماكسول مالتز"
 
 
.عشق يك تنفس آسماني از هواي بهشت است.
آدمي دايره نيست كه يك كانون داشته باشد، بيضي است و داراي دو
كانون، يك كانونش افعال است و كانون ديگرش افكار.
خدا منتهاي عظمت عالم خلقت است، عشق منتهاي عظمت آدمي.
وقتي كه قلب خشك شود، چشم نيز خشك مي شود.
دوست داشتن يك موجود ، شفاف كردن اوست
 .
 
عشق از گياه عشقه گرفته شده است عشقه
گياهي است که به دور درخت مي پيچد و از عصاره درخت مي نوشد اما درخت با پژمرده شدن ان گياه نيز نابود مي شود و عشق در عرفان يعني گذشتن از من براي رسيدن به خود
 
 
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت15:40 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
                        یاددارم یک غروب سرد سرد
می گذشت از توی کوچه دوره گرد.
«دوره گردم کهنه قالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم»
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی زد و بغضش شکست.
«اول سال است؛ نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟»
بوی نان تازه هوش از ما ربود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
صورتش دیدم که لک برداشته
دست خوش رنگش ترک برداشته
سوختم دیدم که بابا پیر بود
بدتر از آن خواهرم دلگیر بود
مشکل ما درد نان تنها نبود
شاید آن لحظه خدا با ما نبود
باز آواز درشت دوره گرد
رشته ی اندیشه ام را پاره کرد
«دوره گردم کهنه قالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم»
خواهرم بی روسری بیرون دوید.
آی آقا ! سفره خالی می خرید؟
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت15:37 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
قسمت تو شدم چرا
روزگارم سیاه شده
یه عمردنبا ل توام
غرورمن تباه شده
آتیش به جونم کشیدی
خاکسترم کردی یروز
رفتی وخندیدی به من
دم نزدم ،گفتی بسوز
کینه تو دارم به دلم
فکرمیکنم به انتقام
جوش میارم با اسم تو
چه من بخوام چه من نخوام
ببین چیکار کردی با من
به فکر انتقامتم
میخوام تورو خوارببینم
منتظرسلامتم
منتظرم بگی سلام
ردبشم ازکنارتو
بشکنی و عشق بکنم
 با قلب بی قرارتو
--------------------
ازت نفرت دارم آهای غریبه
اون دوتا چشم سیات وای که فریبه
خیلی راحت میگی قصمون تمومه
انگار عاشقی برای ما حرومه
نمی خوام حتی دیگه اسم تورو صدا کنم
یا که بغض چشامو با نگات آشنا کنم
دیگه از زنگ صدات خسته شدم
مثل مرغ با ل و پر بسته شدم
تو برو اما بدون گاهی به جایی ندارم
واسه ی دنبال تو گشتن دیگه ناهی ندارم
 تو قفس زند ونی واسیر غصه میشم
دیگه از بهونه هات مثل خودت خسته میشم
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت15:34 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
 

 

تقدیم به کسی که خدای من بود ولی هیچ قدرتی نداشت و برای من باز هم سکوت سکوتی کشنده تر از ............
بقول سیاوش من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر طوفانی...............................
خنجر برام بیارید
من از تبار دردم
 عمریه بی طلوعم
 مثله غروبی سردم
آیینه دار غربت
با ادمها غریبه
حوای چشمهای من
 در حسرت یه سیبه
تاریکه سرنوشتم
فانوس من شکسته
عمریه بغضی سنگین
راه گلمو بسته
از شب به شب رسیدم
از کوچه ها به بن بست
ای ادمهای سرخوش
جایی برای من هست؟
شب گرد قصه ی عشق
تنها .و بی پناهم
اشکم رو گونه ها ت بود
من سردی یه آهم
......................................
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت15:33 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

www.golbarg.ir 

 
غروب
 
ببین سیاهی بخت و مپرس از نامم
من از قبیله ی عشاق بی سر انجامم
 
به آن دقایق پر درد زندگی سوگند
که بی تو یک نفس ای هم نفس نیارامم
 
مکش ز دامن من دست با فراغت دل
که آفتاب غروبی به گوشه ی بامم
 
مرا که این همه طوفان طبیعتم، دریاب
که من به یک سر موی محبّتی رامم
 
ز عمر شکوه ندارم که خامه ی تقدیر
نوشته بود در آغاز نامه فرجامم
 
مرا امید رهایی ز قید هستی نیست
که با تمام وجودم فتاده در دامم
 
به هرکه دل بسپردم ز من چو سایه رمید
مرا ببین که شوریده بخت و ناکامم
 
چگونه پای نهم در حریم حضرت دوست؟!
هنوز دست ارادت نبسته احرامم
 
هوای خواندن افسانه ام مکن اکنون
ورق ورق شده دیگر کتاب ایّامم
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت15:31 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
خوش به حال غنچه های نیمه باز
 
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
 
شاخه های شسته باران خورده پاک
 
 آسمان آبی وابر سپید
 
برگهای سبز بید
 
عطر نرگس رقص باد
 
نغمه ی شوق پرستو های شاد
 
خلوت گرم پرستو های مست
 
نرم نرمک می رسد اینک بهار
 
!خوش به حال روزگار
 
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
 
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
 
خوش به حال غنچه های نیمه باز
 
   -خوش به حال دختر میخک - که می خندد به ناز
 
خوش به حال جام لبریز از شراب
 
خوش به حال آفتاب
 
ای دل من گرچه در این روزگار
 
جامه ی رنگین نمی پوشی به کام
 
باده ی رنگین نمی بینی به جام
 
نقل و سبزه در میان سفره نیست
 
جامت از آن که می باید تهی است
 
!ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
 
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
 
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
 
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
 
!هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت15:28 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
هنرپيشه معروف سينما ؟
الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ک) محمدرضا گندمزار
ش) محمدرضا دشت
هنرپيشه مرحوم سينما ؟
الف) رضا ژيان
ب) رضا ماکسيما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور
هنرپيشه مرحوم فيلم “ممل آمريکايي” ؟
الف) نعمت الله گرجي
ب) نعمت الله ساقه طلايي
ک) نعمت الله شيرين عسل
ش) نعمت الله مينو
هنرپيشه زن معروف سينما ؟
الف) هديه تهراني
ب) کادوي تهراني
ک) چشم روشني تهراني
ش) قابل نداره تهراني
بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟
الف) پارسا پيروزفر
ب) فارسا فيروزپر
ک) پارسا پيروزپر
ش) فارسا فيروزفر
يکي از آهنگ هاي منصور ؟
الف) ديوونه
ب) … خل
ک) منگل
ش) عجوج مجوج!
خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ک) راهبه
ش) موبد
تست های ورزشی
مربي و بازيکن اسبق پرسپوليس ؟
الف) علي پروين
ب) علي شهين
ک) علي مهين
ش) علي دمبه
کشتي گير گردن کلفت ايران ؟
الف) عباس جديدي
ب) عباس قديمي
ک) عباس نيو
ش) عباس آپ تو ديت
تيم فوتبال آباداني ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزين آبادان
ک) گازوئيل آبادان
ش) استقلال اهواز
باشگاه انگليسي ؟
الف) ميدلزبرو
ب) ميدلزبيا
ک) ميدلزبودي حالا
ش) ميدلزپاشو برو گمشو
بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟
الف) حسن صالح حميدزيچ
ب) حميد صالح حسنزيچ
ک) حسن حميد صالحزيچ
ش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟
دروازه بان انگليس در جام جهاني ١٩٩٨ فرانسه ؟
الف) ديويد سيمن
ب) ديويد سيمثقال
ک) ديويد سيگرم
ش) ديويد سيتن
مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟
الف) اندي کول
ب) اندي سرشانه
ک) اندي پشت بازو
ش) اندي مرسي هيکل
مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟
الف) دنيس برگکمپ
ب) دنيس اروين
ک) دنيس وايز
ش) دنيس تريکو
تست های علمی تفريحی
مساحت دايره چقدر است ؟
الف) ٢ متر
ب) ٥/٢ متر
ک) بيشتره
ش) صبر کن بپرسم
سرعت نور چقدر است ؟
الف) خوب است
ب) بد نيست
ک) شما چطوري ؟
ش) چه خبر ؟
کدام عبارت زير بايد فيلتر شود ؟
الف)
cosx

ب) 2
sin2x
ک)
cotghx
ش)
tg3x
کدام دانشمند جاذبه زمين را کشف کرد ؟
الف) نيوتن
ب) کيلوگرم
ک) متر بر مجذور ثانيه
ش) نيترات مس
ماري کوري کاشف چه بود ؟
الف) اورانيوم
ب) آلومينيوم
ک) آلمانيوم
ش) لوئي پاستور
در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟
“بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده”
الف) ايهام
ب) صنعت نفت
ک) صنعت پتروشيمي
ش) صنعت آبکش سازي
شاعر قرن ده دوازده؟
الف) هاتف اصفهاني
ب) ابي اصفهاني
ک) اندي اصفهاني
ش) سياوش قميشي اصفهاني
فعل “خوردن” را صرف کنيد ؟
الف) چشم
ب) صرف شده
ک) ميل ندارم
ش) نوش جان
يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟
الف) عدسي
ب) کاچي
ک) فرني
ش) لوبيا با دوغ
دانشمندي که بين بار الکتريکي و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه اي نوشت ؟
الف) تامسون
ب) واشنگتني
ک) بمي
ش) شهسواري
شاخه اي از علم فيزيک ؟
الف) مکانيک
ب) باطري ساز
ک) بوسترساز
ش) کمک فنرساز
نويسنده “منطق الطير” کدام شاعر است ؟
الف) عطار نيشابوري
ب) نجار نيشابوري
ک) سمسار نيشابوري
ش) کوپن فروش نيشابوري
يکي از اشکال ماده ؟
الف) گاز
ب) يخچال
ک) بخاري
ش) ماشين ظرف شويي
نام ديگر اسيد فرميک ؟
الف) جوهر مورچه
ب) جوهر مورچه خوار
ک) جوهر پلنگ صورتي
ش) جوهر سرندي پيتي
نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟
الف) فرعون (فرئون)
ب) نمرود
ک) ابرهه
ش) خسرو پرويز
نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و … ؟
الف) گازهاي نجيب
ب) گازهاي سر به زير
ک) گازهاي باوقار
ش) کلا بچه هاي خوبي هستن
وقت شما به پايان رسيد . لطفا ماوس های خود را بالا بگيري
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت15:19 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
Hand-made Ivory Beaded Lily
 

ارغوان

ارغوان شاخه همخون مانده من
 آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابي ست هوا؟
يا گرفته است هنوز ؟
من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است
 آفتابي به سرم نيست
 از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
آه اين سخت سياه
آن چنان نزديك است
 كه چو بر مي كشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي ماند
 كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني ست
نفسم مي گيرد
 كه هوا هم اينجا زنداني ست
 هر چه با من اينجاست
 رنگ رخ باخته است
آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده
باد رنگيني در خاطرمن
گريه مي انگيزد
ارغوانم آنجاست
 ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون ‌آلود
هر دم از ديده فرو مي ريزد
ارغوان
 اين چه راز ي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد ؟
 كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
 وين چنين بر جگر سوختگان
 داغ بر داغ مي افزايد ؟
ارغوان پنجه خونين زمين
دامن صبح بگير
 وز سواران خرامنده خورشيد بپرس
كي بر اين درد غم مي گذرند ؟
 ارغوان خوشه خون
 بامدادان كهكبوترها
 بر لب پنجره باز سحر غلغله مي آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگير
 به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بيرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار مني
ياد رنگين رفيقانم را
 بر زبان داشتهباش
 تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من 

 
 

 

 

tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت15:16 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
Hand-made Ivory Beaded Lily
 

تو به گل دست نزن...
واي اگر دست ِ لطيفت، بخَلَد از تيغش...
من خودم خواهم چيد...
بوتهء هستي خود را از خاک...
و براي هوس ِ دست ِ تو، خواهم آورد...
تو به گل دست نزن...
تو به گل دست نزن...
به قفس سنگ نزن...
کودک ِ رهگذر بازيگوش...
واي اگر بشکند اين پنجره، مي‌داني بيش‌ک...
دل ِ من مي‌شکند...
دل ِ من مي‌ميرد...
نکند مرغک ِ عشقم را تو...
به همين سادگي، ‌آزاد کني...
از فضاي قفس ِ اين دل ِ غمديدهء من...
به قفس سنگ نزن
...
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت15:8 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
به اين لحظه های عاشقی مان قسم ،
به اين كلام مقدس عشق قسم خيلی دوستت دارم.
سوگند ميخورم كه با تو تا آخرين لحظه زندگی ام خواهم ماند
 عزيزم و سوگند ميخورم

كه به پای عشقت خواهم سوخت
به اين ثانيه های پر ارزش زندگی قسم ،
 به اين كعبه مقدس عشق قسم كه تنها

عاشق قلب مهربان تو هستم عزيزم
سوگند ميخورم كه عشقت هر آنچه كه سوزنده باشد
من در آتش آن بسوزم چونكه

ميدانم آتش عشق تو برايم هيچگاه درد آور و سوزناك نيست…
سوگند ياد ميكنم كه در سيلاب عشقت فرو روم چونكه ميدانم
هيچ گونه سختی و عذابی را نخواهم كشيد…
در لحظه اول ديدارمان و لحظه ای كه عاشق هم شديم
 مست شراب عشقت شدم

پس سوگند ميخورم به اين جام شراب كه تنها
 از جام قلب تو مست عشق شوم و

سوگند ميخورم به اين لحظه زيبا و پر از عشق
كه تمام فكر و زندگی ام تو باشی و نام

تو باشد و عشق تو باشد عزيزم
آمدی در قلبم چه زيبا هم آمدی ،
 آمدی و مرا ديوانه و عاشق خودت كردی پس

سوگند ميخورم كه با تو بمانم ، بمانم و عاشق هم بمانم ،
 نه مجنون باشم و نه فرهاد

تنها خود خودم باشم و سوگند ميخورم كه اينك كه عاشق شدم
 با آرامش با تو باشم

بدون هيچ دغدغه و يا دلهره و يا ترسی از عشق!
سوگند ميخورم كه تنها نام مقدس تو را بر زبان بياورم!
به اين نام زيبايت قسم كه در اين سفر دشوار دستانت را
 رها نكنم و تو را هر چه

زودتر به سرزمين عشاق برسانم
به آن قبله گاهی كه روبروی آن نشسته ای و از خدای خويش
 آرزوی مرا داری قسم

كه به خاطر تو تمام سختی ها و مشكلات را تحمل كنم
و به خاطر تو سالها انتظار

بكشم تا روزی به تو برسم و تو را در آغوش بگيرم.
به آن اشكهای مقدست قسم ،
 به آن اشكهايی كه روی گونه های نازنينت سرازير

شده است قسم كه هيچگاه حرفی نزنم كه قلبت شكسته شود
 و كاری نكنم كه دلت به درد بيايد و چشمانت خيس شود!
عزيزم اينك دستانت را به من بده و بگذار دستانت را محكم
 و با تمام وجودم بفشارم و

سوگند خويش را برايت ياد كنم
 
 
دیوانه عشق

 

tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت15:6 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
آسمان همچو صفحه دل من

روشن از جلوه هاي مهتابست

امشب از خواب خوش گريزانم

كه خيال تو خوشتر از خوابست

خيره بر سايه هاي وحشي بيد

مي خزم در سكوت بستر خويش

باز دنبال نغمه اي دلخواه

مي نهم سر بروي دفتر خويش

تن صدها ترانه ميرقصد

در بلور ظريف آوايم

لذتي ناشناس و رويا رنگ

مي دود همچو خون به رگهايم

آه ... گويي ز دخمه دل من

روح شبگرد مه گذر كرده

يا نسيمي در اين ره متروك

دامن از عطر ياس تر كرده

بر لبم شعله هاي بوسه تو

ميشكوفد چو لاله گرم نياز

در خيالم ستاره اي پر نور

مي درخشد ميان هاله راز

ناشناسي درون سينه من

پنجه بر چنگ و رود مي سايد

همره نغمه هاي موزونش

گوييا بوي عود مي آيد

آه... باور نميكنم كه مرا

با تو پيوستني چنين باشد

نگه آن دو چشم شور افكن

سوي من گرم و دلنشين باشد

بيگمان زان جهان رويايي

زهره بر من فكنده ديده عشق

مي نويسم بر وي دفتر خويش

جاودان باشي اي سپيده عشق

فرخزاد
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت0:33 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
حالمان بد نيست غم کم مي خوريم        کم نه! هر روزکم کم مي خوريم
 
آب مي خواهم، سرابم مي دهند          عشق مي ورزم عذابم مي دهند
خود نميدانم کجا رفتم به خواب              از چه بيدارم نکردي آفتاب؟؟
خنجري بر قلب بيمارم زدند                   بي گناهي بودم و دارم زدند
دشنه اي نامرد بر پشتم نشست           از غم نامردمي پشتم شکست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد             يک شبه بيداد آمد داد شد
عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام             تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام
عشق اگر اينست مرتد مي شوم          خوب اگر اينست من بد مي شوم
بس کن دل نابساماني بس است          کافرم ديگر مسلماني بس است
 
حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت 

  ما زياران چشم ياري داشتيم            خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت0:16 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com

اگه اينجا موندگارشدم عزيزم
اگه پادگان شده راهه گريزم
يا اگه تنهايي اينجا اشک ميريزم
فقط و فقط واسه تو بود که ميرم
آره اينجا جرمه عاشقي ميدونم
هر چي باشه من از عشقه تو ميخونم
اگه تبعيديه اين عشقه مهالم
تا که خون به رگ باشه واست ميبارم
اشک من تو اين روزا فقط يه روده
تا غروب ميشه براي تو ميخونه
ستاره هم توي آسمون نشونه
آخه اون ياد تو بود با من ميمونه
پادگان براي من يه راهه دوره
آره سربازمو اين دلم ديوونه
اگه عاشقت شدم مست و ديوونه
واسه ابروي عاشقيست بمونه
اگه حسرت ميخورم تو اين تباهي
اگه روي سر داريم ابر سياهي
باشه انتظار شده درسه جدايي
پادگان هم شده يک قفس کجايي
هر روز از عمق نگاه برات ميخونم
سربازي ميرم اگرچه دور ميمونم
منتظر بمون واسه عشقه ديوونم
ميدونم يه روز ميام پيشت ميمونم
کاش ببيني آسمون اينجا بزرگه
پيدا کردنه ستاره اينجا جرمه
زير آسمون ميرم بيا ستاره
بيا چشمکي بزن دلم بباره
شده ديوار ميونمون زمونه
يادگاريمون شده عشقه بي خونه
يه روزي ميام بهت ميگم عزيزم
سربازخونه دلم شده ويرونه
 
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت0:5 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
الفبای خوشبختی
 
با سلام و آرزوی خوشبختی و سلامتی برای تمامی دوستان عزیز بخصوص آقا سعید مدیر محترم گروه
 
A Accept : پذیرا باشید:
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.
B- Break away : خودتان را جدا سازید:
خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.
C-  Creat : خلق کنید :
 خانواده ای از دوستان و آشنایانتان  تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.
D Decide : تصمیم بگیرید:
تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.
E- Explore : کاوشگر باشید :
جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.
F- Forgive : ببخشید :
ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.
G- Grow : رشد کنید:
عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.
H Hope : امیدوار باشید:
به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.
I- Ignore : نادیده بگیرید:
امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.
J Journey : سفر کنید:
به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.
K Know : بدانید:
بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.
L Love : دوست بدارید :
اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.
M Manage : مدیر باشید:
بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.
N- Notice : توجه کنید:
هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.
O-Open : باز کنید:
چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.
P Play : بازی و تفریح کنید:
فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.
Q Question : سوال کنید:
چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.
R Relax : آرامش داشته باشید:
اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.
S Share : سهیم شوید:
استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.
T Try : تلاش کنید:
حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید.
U Use : استفاده کنید :
از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.
V Value : احترام بگذارید:
برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.
X X-Ray : اشعه ایکس:
با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.
Y Yield : اجازه دهید:
اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت .
Z Zoom : تمرکز کنید:
زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت23:56 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
 

 
شاید....
هر گز
جدایی را باور نکنید
و در اعماق بی وفایی ها در اوج بی کسی ها
به امید باز شدن پنجره ای تازه
زندگی کنید
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت23:55 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
کاشکي در کوچه هاي کودکي گم مي شدم
هم صداي قاصدک هاي تکلم مي شدم

مي نشستم زير آواز سپيد چلچله
بار ديگر خيس باران ترنّم مي شدم

زندگي را مي دويدم تا فراسوي اميد
تا که در چشم تماشا يک توهّم مي شدم

آرزو مي چيدم از رنگين کمان شاپرک
ناگهان در جنگل پروانه ها گم مي شدم

مي تکاندم غم غبار اشک را از چشم دل
مهربان ، همبازي عشق و تبسم مي شدم

کوچ مي کردم ازين تنهايي خاکستري
بي ريا همسايه ي لبخند مردم مي شدم

کودکي آن سوي حسرت چشم در راه من است
کاشکي در کوچه هاي کودکي گم مي شدم
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت23:54 یکه سوار جاده عشق | tempfa.com
Dysign By Saeed Ahmadi All Copy Right Reserved ®© 2005-2007